|
زنده باد دوستی ........
|
امام صادق-ع:
خواب روزه دار عبادت،
خاموشي او تسبيح،
عمل وي پذيرفته شده
و دعاي او مستجاب است."
شد باز در رحمت خالق به روي خلق
چون ماه مبارک ز افق گشت هويدا
مژده که شد ماه مبارک پديد
فرا رسيدن ماه ضيافت الهي بر شما و خانواده محترم مبارک باد

زندگي صحنه ي يكتاي هنرمندي ماست *
هر كسي نغمه ي خود خواند و از صحنه رود *
صحنه پيوسته بجاست *
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد *

مهربان خدای خوب من
به خاطر آرامشی که ارزانیم داشتی از تو ممنونم
به خاطررفع همه دغدغه ها و امنیتم از تو ممنونم
به خاطرجسم سالم و نشاط و شادابی ام از تو ممنونم
به خاطرآگاهی و دانایی ام از تو ممنونم
به خاطرگذشت و بخششم از تو ممنونم
مهربان خدای خوب من
به خاطر امیدواری به لطف بی پایانت از تو ممنونم
به خاطر رزق و روزی حلال و فراوانم از تو ممنونم
به خاطر همنشینی با خوبانت از تو ممنونم
به خاطر خانواده خوبم از تو ممنونم
به خاطرزندگی جدیدم از تو ممنونم
به خاطرنیل به تحول و تولد دوباره ام از تو ممنونم
به خاطروجود شکر گزار و سپاسگزارم از تو ممنونم
ای خالق دلسوز و مهربان
از تو برای همه آرامش الهی می طلبم
از تو برای همه سلامت و تندرستی می طلبم
از تو برای همه دلی شاد و قلبی مهربان می طلبم
از تو برای همه گشایش امور می طلبم
از تو برای همه توفیق هدایت الهی می طلبم
از تو برای همه معنویت روز افزون می طلبم
خدای قادر من هم اکنون به لطف بی کرانت همه چیز و همه کس توانگرم می سازد و باور دارم قدرت بی پایان تو و دست مهر و یاریت به همراه لطف سرشارت از بهترین و رضایت بخش ترین راهها در همه مسایل زندگی به یاریم می شتابد .
پس آسوده خاطر اداره عالی همه امورم و گشایش همه مسایل ام را به اراده قدرتمند تو می سپارم .
بار الها به تو قول میدهیم بر سر این تعهد می مانیم که هر روز به لطف و توفیق تو بهتر از روز قبل باشد که نه برداشت منفی کنیم و نه کلام منفی بر زبان بیاوریم و نه ناسپاسی ات کنیم .
فرشته تصميمش را گرفته بود.پيش خدا رفت و گفت:
خدايا، مي خواهم زمين را از نزديک ببينم. اجازه مي خواهم و مهلتي کوتاه. دلم بي تاب تجربه اي زميني است.
خداوند در خواست فرشته را پذيرفت.
فرشته گفت: تا باز گردم، بال هايم را اين جا مي سپارم، اين بال ها در زمين چندان به کار من نمي ايند.
خداوند بال هاي فرشته را روي پشته اي از بال هاي ديگر گذاشت و گفت: بال هايت را به امانت نگاه مي دارم ، اما بترس که زمين اسيرت نکند زيرا که خاک زمينم دامن گير است.
فرشته گفت: باز مي گردم ، حتما باز مي گردم. اين قولي ست که فرشته اي به خدا مي دهد.
فرشته به زمين امد و از ديدن ان همه فرشته ي بي بال تعجب کرد.او هر که را که مي ديد، به ياد مي اورد. زيرا او را قبلا در بهشت ديده بود. اما نمي فهميد چرا اين فرشته ها براي پس گرفتن بال هايشان به بهشت بر نمي گردند.
روز ها گذشت و با گذشتن هر روز فرشته چيزي را از ياد برد .و روزي رسيد که فرشته ديگر چيزي از ان گذشته ي دور و زيبا به ياد نمي اورد،
نه بالش را و نه قولش را.
فرشته فراموش کرد .
فرشته در زمين ماند .
فرشته هرگز به بهشت بر نگشت.